تبليغاتX
مقصود صالحی

مقصود صالحی

 

                                        گزارشی از آخرین اجرای منوشکین و تئاتر درپاریس ۳

 

دو سوله‌ي بزرگ سفيد و يک ساختمان معمولي‌تر آجري در کنار آکواريوم قرار دارد که محل تمرين و اجراي گروه آرين منوشکين، تئاتر خورشيد LE THEATRE DU SOLEIL است. تئاتر منوشکين بزرگ‌ترين و مهم‌ترين تئاتر اين مجموعه (و البته يکي از مهم‌ترين و قديمي‌ترين‌ها در جهان كنوني) است. اهميت فرهنگي اين تئاتر سبب شده بيش‌ترين سوبسيد دولتي تئاتر در فرانسه به اين گروه تعلق گيرد. پس از آن سوله‌ي تئاتر لپه دوبوآ L epee de bois قرار دارد. چون گروه اصلي اين تئاتر اجرا نداشته، سالن در اختيار گروهي پرويي قرار گرفته تا رپرتوار سه‌گانه‌ي لورکا را در فرانسه اجرا کنند. روبه‌روي تئاتر خورشيد تئاتر لاتمپت La Tempete قرار دارد که اجراي ننه دلاور در آن به پايان رسيده بود و دو تئاتر موزيکال اجرا مي‌شد. کل اين مجموعه، گرچه از سوبسيدها و حمايت‌هاي دولتي برخوردار است، خصوصي است. در تمام شهر پاريس که پر از آگهي‌ها و اعلان تئاتر است، تبليغي از اجراهاي اين مجموعه نديدم. به نظر مي‌رسد اين‌جا براي مخاطب خاص‌تر تئاتر است که از راه‌هايي به جز اعلان‌هاي شهري از اجراها آگاه مي‌شود. وقتي شما وارد اين مجموعه مي‌شويد با توجه به فضاي طبيعي و سکوتي که در آنجاست، کاملا آماده‌ي ديدن تئاتر هستيد. همه‌ي اين تئاترها کافه تريايي دارند که يکي از منابع درآمد تئاتر محسوب مي‌شود.

 ما براي ديدن تئاتر منوشکين که يکي از اتفاقات تئاتري اين فصل محسوب مي‌شد، بليت نداشتيم. بيش‌تر تماشاگران مدت‌ها بود كه بليت رزرو کرده بودند. بنابراين به سالن انتظار تئاتر رفتيم. سالن ساده‌اي که چندين ميز دورتادور آن است. وسط سالن ميزي است که قهوه، چاي، ليوان و ليست انتطار روي آن قرار دارد. ما در ليست نام خود را نوشتيم. تعدادمان زياد بود و چندان اميدي به ليست انتظار هم نمي‌شد داشت. تماشاگران خورشيد مثل اعضاي يک کلوب يا يک فرقه‌ي خاص هستند، همه احساس مي‌کنند اشتراکي با هم دارند و بايد با هم صميمي باشند؛ چيزي که حداقل در فرانسه عجيب است. هنگامي كه ديگران دريافتند كه ما از ايران به ديدن اين نمايش آمده‌ايم، تلاش مي‌کردند به ما جايي بدهند. خانم مسني از تماشاگران ما را با دو عضو ايراني «تئاتر خورشيد» آشنا کرد؛ شقايق بهشتي و کاوه (فاميلش را نمي‌دانم). پس از اين که تماشاگران بليت‌دار به سالن تئاتر هدايت شدند، خانم منوشکين به سالن انتظار آمد. او از روي ليست هر بار چند نام مي‌خواند تا بروند بليت بگيرند. وقتي باز جاي خالي بود، چند نام ديگر را مي‌خواند. هر بار از افراد عذرخواهي مي‌کرد که ممکن است مجبور شوند روي پله‌هاي بين صندلي‌ها بنشينند. فکر نمي‌کنم کسي از تئاتر خورشيد ناکام برگردد. هنگام تعويض صحنه‌ها از پشت صحنه بادي به سالن مي‌وزيد. پيش از شروع اجرا، منوشکين و ساير اعضاي گروه پتوهايي را ميان تماشاگران پخش مي‌کردند. شب اول اجرا، کنار من گروهي دختربچه نشسته بودند و داشتند پيش از شروع کار، تمرين مثلثات حل مي‌کردند. ايشان دانش‌آموزاني بودند که معلم هنر آن‌ها را به تئاتر آورده بود. در پايان اجرا، چند بازي‌گر که ما را به عنوان ايراني‌ها و هم‌وطنان شقايق شناخته بودند از اين که کارشان را ديديم تشکر کردند و ما را دعوت کردند شب بعدي اجرا را هم ببينيم. آهنگ‌ساز اجرا، ژان ژاک لامتر که آهنگ‌ساز همه‌ي اجراهاي منوشکين بوده، پس از اجرا سراغ ما آمد، چندين نسخه از آلبوم‌هاي موسيقي‌اش را به ما داد، تشکر ژاپني کرد و رفت.

 

 آموزش تئاتر در پاريس

جدا از اجراي نمايش در چهارچوب هفته‌ي فرهنگي ايران در پاريس و ديدن چند اجرا، يکي از اهداف اصلي سفر ما آشنايي با آموزش تئاتر در پاريس بود. پس از پايان اجرا، گروه از کلاس‌هايي در آموزشگاه‌هاي آزاد بازي‌گري و کنسرواتوار پاريس ديدن کرد.

بخشي از آموزش تئاتر پاريس در دانشگاه‌ها اتفاق مي‌افتد که بيش‌تر صبغه‌ي نظري دارند. البته ميزان توجه به تئاتر در عمل و نظر در دانشگاه‌هاي مختلف متفاوت است. مثلا در دانشگاه پر سابقه‌اي مانند سوربون که ظاهرا دوره‌ي افتي طولاني را طي مي‌کند، بيش‌تر آموزش‌ها نظري است در حالي که در سن‌دني که دانشگاه جواني است، آموزش شيوه‌هاي عملي‌تري دارد. به هر حال بخش اندکي از علاقه‌مندان پيوستن به تئاتر حرفه‌اي به دانشگاه‌ها مي‌روند. در کنار دانشگاه‌ها، مهم‌ترين و معتبرترين مرکز آموزش تئاتر فرانسه يعني کنسرواتوار پاريس قرار دارد. کنسرواتوار در هر دوره تنها 30 نفر را از سراسر فرانسه مي‌پذيرد. هنرجويان فرانسوي‌زبان بايد سني کم‌تر از 25 و خارجي‌زبان‌ها کم‌تر از 27 سال داشته باشند. براي اين انتخاب سخت، سه مرحله آزمون عملي بازي‌گري (با اجراي دوازده قطعه‌ي نمايشي) برگزار مي‌شود. شکل اين آزمون و معيارهاي انتخاب کاملا سنتي‌اند؛ اهميت اصلي در بيان به ويژه در باره‌ي متون کلاسيک است؛ سپس بدن، انتخاب متن، حس و تحليلي که متقاضي از نقش ارائه شده دارد. بسياري از آموزشگاه‌هاي آزاد بازي‌گري پاريس که واقعا فراواني سرگيجه‌آوري دارند در واقع کلاس‌هاي آمادگي آزمون کنسرواتوار محسوب مي‌شوند. خود کلاس‌هاي آزاد، طيف گسترده‌اي را در بر مي‌گيرند؛ از مدارس جهاني چون مدرسه‌ي لوکوک تا آموزشگاه‌هايي که درست حال و هوا و حتا امکانات آموزشگاه‌هاي آزاد بازي‌گري خودمان را دارند. شاگردان اين آموزشگاه‌ها معمولا جذب تلويزيون و دوبله مي‌شوند. در يکي از همين آموزشگاه‌ها در و ديوار پر از آگهي‌هاي استعداديابي و تست‌هاي مختلف بود. احتمالا شيوه‌ي استفاده از دلال‌هاي بازي‌گري به عنوان استاد و ارتباطات آشکار و پنهان سينمايي ما هنوز به گوش پاريسي‌ها نرسيده است.

گروه ما توانست تنها يک جلسه در چند درس کنسرواتوار شرکت کند. دروس تحليل متن براي ........ ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 10:49  توسط مقصود صالحی  | 

                                         گزارشی از آخرین اجرای گروه منوشکین۲ 

 

( به توضیح ابتدایی قسمت اول رجوع کنید )

نخست اين كه با آشکارکردن ساز و کارهاي اجرايي و تاثيرگذاري بر مخاطب، حالت فاصله‌گذارانه‌اي به قطعات احساساتي نمايش مي‌بخشيد و دوم، تماشاگري که هر شب بيش از چهار ساعت تحت تاثير بصري اين صحنه‌هاي شلوغ و چرخان قرار مي‌گرفت، کم‌کم آماده‌ي چيزي مي‌شد که در انتهاي نمايش، به‌ويژه در شب دوم، اتفاق مي‌افتاد؛ آدم‌هاي نمايش، ديگر وجود واقعي نداشتند و بدل به يک خاطره مي‌شدند. صحنه‌ي آخر، خاطره‌اي بود از سال‌هاي پيش از جنگ جهاني دوم و خانواده‌اي را نشان مي‌داد که دور هم جمع شده بودند و داشتند با آپارات دستي، روي ديوار آشپزخانه، فيلمي قديمي ‌را مي‌ديدند و خاطراتشان از آن فيلم يا دوره را مرور مي‌کردند. در پايان اجرا، تماشاگر به اين فکر مي‌کرد که آن‌چه در صحنه‌ي به شدت گذران اين نمايش ديده، يک واقعيت بوده يا چيزي از جنس خاطره. توانايي فني مجريان اثر فوق‌العاده بود. هر بازي‌گر حداقل دو يا سه نقش مختلف را بر عهده داشت؛ برخي از اين نقش‌ها کاملا با هم متفاوت و حتا متضاد بودند. بازي‌گري که دو صحنه پيش، نقش پيرمرد آلماني بيماري را بازي کرده بود به قالب يک جوان سرزنده‌ي اسپانيايي مي‌رفت. اما بازي‌گران اصلي و در واقع قهرمانان اصلي نمايش، زن‌ها بودند. در اجرا، بيش‌ از 20 نقش زن وجود داشت که همه‌ي آن‌ها به وسيله‌ي 5 بازي‌گر زن گروه ايفا مي‌شد. يکي از ستارگان اين اجرا، شقايق بهشتي بود. با وجود اين که او تنها بازي‌گر زني بود که فقط يک نقش (و حضوري کوتاه در يک اپيزود ديگر) داشت، ستاره‌ي اين اجرا بود به طوري که تشويق‌هاي پيا‌پي تماشاگران فرانسوي را حتا در ميانه‌ي اجراي نقشش برانگيخت. اجرا از نقطه‌نظر روايت زنانه و اين که زنان را در هر جاي‌گاهي، نه فقط جاي‌گاه‌هاي سنتي روايت‌هاي مردانه قرار مي‌داد، بسيار قابل توجه بود. روزهاي جمعه کار به شكل کامل (9 ساعت) اجرا مي‌شد که اين توانايي کم‌نظير بازي‌گران گروه خورشيد را نشان مي‌دهد.

جدا از خود اجراي مسحور کننده‌ي اثر، شيوه‌ي توليد و مصرف تئاتر در گروه خورشيد نيز براي ما بسيار جالب و آموزنده بود. تئاتر خورشيد يکي از پرسابقه‌‌ترين گروه‌هاي کولکتيو تئاتر امروز است. در اين گروه‌ها، همه‌ي کارهاي تئاتر از بازي‌گري تا تعمير وسايل صحنه به عهده‌ي اعضاي گروه است. براي اجراي Les Ephemers گروه يک سال از 8 صبح تا 10 شب تمرين کرده بودند. آمادگي براي اين اجرا شامل بداهه‌پردازي که متن اجرا را شکل مي‌داد، طراحي صحنه و لباس، ساخت دکور، ساخت صحنه‌ي نمايش دو سويه‌اي که براي اين کار لازم بود، همه توسط اعضاي گروه انجام شده بود. در اين مدت 300 قطعه‌ي نمايشي بداهه، شکل گرفته بود که به سرپرستي منوشکين حدود 40 قطعه از آن براي اجرا انتخاب شده بود. گروه پس از چند ماه اجرا در پاريس، توري يک‌ساله‌ را در سراسر جهان آغاز مي‌کرد. چنين شيوه‌اي در تئاتر پيش‌تاز نيمه‌ي دوم سده‌ي بيستم، بسيار رايج بود. از نمونه‌هاي ديگر اين نوع توليد تئاتر مي‌توان به تئاتر کولکتيو داريو‌فو يا تئاتر‌هاي کولکتيو فراوان در آمريکا مانند The Wooster group اشاره کرد (اتفاقا رهبري اين گروه هم با يک خانم -اليزابت لاکومپت- است) خيلي از ويژگي‌هاي فني اين گروه‌ها در زمينه‌ي همين شيوه‌ي توليدي قابل بررسي است. مثلا مفهوم متني که کاملا برخاسته از ويژگي‌هاي صحنه و اجراست. هدايت بازي‌گر و تحليل درباره‌ي متني که حاصل بداهه‌پردازي خود بازي‌گر است چگونه است؟ اساساً نقش رهبر گروه چگونه تعيين مي‌شود؟ توانايي‌هاي فني و رهبري او در چه نسبتي باهم قرار دارند؟ طراحي صحنه و لباس که حاصل علايق و نيازهاي تک‌تک بازي‌گران است و به طور کلي اجرا، چگونه به يک وحدت زيبايي‌شناختي مي‌رسد‌؟ اين‌ها همه پرسش‌هايي است که گوشه‌اي از کيفيات فني تئاتر جديد را با نگاه به زمينه‌ي توليدي آن روشن خواهد کرد.

 

کارتوشري

گروه «خورشيد» از 1970 در مجموعه‌ي کارتوشري فعاليت مي‌کند. بررسي همين مجموعه و نحوه‌ي استقرار تئاتر در کارتوشري نيز مي‌تواند گوشه‌اي از شکل توليد و عرضه‌ي اين نوع تئاتر را بنماياند. کارتوشري يک کارخانه‌ي اسلحه‌سازي در جنوب شرقي پاريس در جايي خارج از شهر معروف به جنگل‌هاي ون‌سن بود. در 1970 انجمن شهر پاريس اين ملک را در اختيار گروه تئاتر خورشيد گذاشت که از 1964 فعاليتش را آغاز کرده بود3. اکنون اين ملک، مزرعه‌اي در ميان جنگل است. در بزرگ سفيدرنگي دارد که بالاي در، نوشته‌ي آبي‌رنگي است؛ Cartoucherie. از در که وارد مي‌شويم، سمت راست اصطبلي بزرگ و در کنار آن محوطه‌ي مانژ مانندي که براي قدم زدن اسب‌هاست قرار دارد. اين دو محوطه با حصاري چوبي از راه اصلي که به يک چمن‌زار مي‌رسد جدا مي‌شود. کمي جلوتر، پس از عبور از پيچي کوچک، سالن‌هاي تئاتر شروع مي‌شود. نخستين تئاتر که ساختمانش کمي با ديگر سالن‌هاي مجموعه متفاوت و البته عادي‌تر است، لوشودرون LE CHAUDRON نام دارد. جلوي تئاتر، تابلوي اعلاني است که برنامه‌ي كارگاه‌ها (ورک‌شاپ‌ها)ي فصل تئاتر روي آن نصب شده. بيش‌تر اين برنامه‌ها نيز آموزش‌هاي تئاتر سنتي به شيوه‌ي تئاتر هند (به‌ويژه کاتاکالي) و تئاتر شرق دور است. پس از اين تئاتر، چهار، پنج سوله‌ي انبار کنار هم در يک رديف قرار دارند. اولي تئاتر آکواريوم AQUARIUM است که از دو تئاتر ديگر کوچک‌تر است و سه‌گانه‌ي اورستيا در آن اجرا مي‌شود. يک روز پيش از ديدن اجراي منوشکين، اجراي اورستيا (بخش نخست؛ آگاممنون) با دراماتورژي پيتر اشتاين را ديديم. اجرا کاري از گروهي دانشجويي از شهر مارسي بود. دکور و لباس نامتعين بود اما نگاه و تحليل گروه اجرايي، کاملا کلاسيک و وفادارانه به متن بود. برخلاف افراطي که در ايده‌پردازي در تئاترهاي دانشجويي ما مي‌شود، در اين‌جا ايده‌هاي عجيب و غريبي نمي‌ديدي اما توان فني اجرا بسيار بالا بود. هماهنگي گروه، بيان و صداي خارق‌العاده‌ي بازي‌گران و حرکات نرم آن‌ها اجراي کلاسيک 3 ساعته از آگاممنون را براي ما دل‌نشين کرد. در ميانه‌ي اجرا، گروه همسرايان نزديک تماشاگر آمدند و درباره‌ي فقر و بي‌عدالتي امروز پاريس با تماشاگران صحبت کردند و مضمون نمايش آگاممنون را به شرايط امروز ربط دادند.

ادامه دارد ......

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 10:56  توسط مقصود صالحی  |