مرد خوبس معنیش جمع باشد 2
1
وبلاگم به نفس نفس افتاده . یادداشتهای هر از گاهی ام حکم احیاء این وبلاگ را دارند و وبلاگ هم کم کم دارد به لیست نارضایتی هایم از خودم و غیر خودم تبدیل می شود . حالا برای این احیاء دست به دامن کشکول نویسی می شوم کار ی که از ابتدا قرار داشتم انجام ندهم . دارم به این چیزها فکر می کنم که از تقاطع دولت و شریعتی رد می شوم . در اینجا ساختمان عریض و طویل و بلندی است که سالها است در حال ساخت است . این یکی از چندین و چند بنای نیمه کاره ی تهران است . بناهایی که به درحال ساخت بودنشان عادت کرده ایم . یکی کنار خیابان تخت طاووس ، چهارراه میرزای شیرازی است ، یکی دیگر سر خیابان شصت و چهارم یوسف آباد و یکی هم کنار بلوار کشاورز . این بناها عادت ما ایرانی ها را خوب نشان می دهد : ما کهکشانهای نیمه تمام می سازیم . کهکشانهایی که قرار است ایده آل باشند ولی پیش از آن اصلن نیستند . ما استمرار مورد نیاز برای تحقق افکارمان را نداریم بنابر این همیشه در وضعیت تعلیق هستیم . به آدرسهای این بناهای نیمه کاره نگاه کنید : نیمی از این آدرسها اسم قدیم خیابانها را بر خود دارند و نیم دیگر اسم جدید ( حداقل به معنای اسم بعد از انقلاب ) بالاخره ما کجا زندگی می کنیم : شریعتی یا دولت ؟ یوسف آباد یا سید جمال الدین ؟ مطهری یا تخت طاووس ؟ پیدا کردن آدرسهای رسمی ، مثل آدرسهای آگهی ها یا اسناد شناسایی ، در اینجا مثل تبدیل قیمت کالاها از ریال به تو مان است. انقدر ریال چند تومان می شود یا این آدرس درواقع کجا می شود ؟ در واقع ؟ کدام واقع ؟ واقعیت موجود یا واقعیتی که در دست ساخت داریم اگر عمری باشد .
2
در راستای ایده آل سازی های نیمه تمام قصد دارم در موضوعی تحقیق کنم : بازنمائی جنسیت در سینمای ایران . یکی از ایده آلهای دیگرم این است که مراحل مقدماتی تحقیق و رسیدن به یک شیوه و پرسش درست برای تحقیق را ، به صورت منبع باز (open source ) روی وبلاگم بگذارم و از نظریات افرادی که وبلاگم را می خوانند ، چه در حد همین کامنتهای کوتاه و چه در فرصتهای مناسبتر ( یعنی کشدار تر ) استفاده کنم . اما آیا چنین کاری ممکن است ؟ آیا وبلاگ انتخاب مناسبی برای این کار است ؟ خوب نقدن به نظر شما محتاجم .
3
در اینجا چند تیتر خبری روزنامه های پنج شنبه 11 مرداد ماه را با شما مرور می کنم :
بدون شرح : روزنامه ی ایران در صفحه ی آخرش یک اشتباه را تصحیح کرده است :
- در خبرها آمده بود که مصطفی کرمی فیلمبردار فیلم کوتاه در حادثه ای مصدوم شده و متاسفانه برق گرفتگی دو دست و انگشتان پای او را قطع کرده که اداره ی برق گلستان علت را توضیح داده بود . متاسفانه اداره برق گلستان ، گیلان ذکر شده بود که بدینوسیله تصحیح می شود.
روزنامه های ایران و شرق : شهلا جاهد خواستار اجرای هرچه سریعتر حکم اعدامش شد .
- توضیح اینکه خانم شهلا در حال حاضر مسئول بوفه و پخش هر نوع تنقلات در زندان را بر عهده گرفته است و این شغل شریف طبعن کنافعی هم برای ایشان دارد بنابراین احتمالن ایشان هم از امیر قلعه نوعی تاسی کرده و همه ی تقصیرات را به گردن گرفته که با توجه به الگو پذیری ایشان از قهرمانان که نه پهلوانان با مرام ورزش ایران اصلن بعید نمی باشد .
روزنامه ی شرق : تیتری در صفحه ی 18 : آیا باید از دیدن زن دونده ی ایرانی ذوق زده شد
- بنا به اقرار روزنامه این مقاله ی یک ستونی ، که به نظر من از صادقانه ترین مطالب روزنامه ی شرق است ، از یکی از سایتهای منتسب به اصولگرایان انتخاب شده . کل مقاله خواندنی است اما تیتر اشتباهی دارد ، چون ذوق زدگی ما در واقع از وجود دوربین عکاسی ، چاپخانه و روزنامه و دکه ی روزنامه فروشی است حالا بقیه اش مهم نیست .